خرید بک لینک
به نام خدا. عفت منصوری: «من دو سال و نیم از ایشان [دکتر علی شریعتی] کوچکتر بودم. واقعاً همه همّ و تلاشش این بود که اگر نیازمند و ناتوانی هست به او کمک کند. همواره دکتر از ما میپرسید کدام یک از دانشآموزان درسشان بهتر است. یک شب گفتم که علیرضا نامی هست که خیلی درسش خوب است ولی متاسفانه بودجه کافی برای ادامه تحصیل ندارد.

فردای آن روز، بلند شدم دیدم که دکتر در رختخوابش نیست و موتورگازیمان هم داخل حیاط نیست. شوهرم را بیدار کردم و گفتم دکتر کجا رفته؟ در همین بین، صدای موتور را شنیدیم که از درِ پشتی حیاط وارد شد. از دکتر پرسیدیم کجا بودی شما؟ گفت رفتم پیش مادر علیرضا و در مورد وضعیت درسی علیرضا پرسیدم. توان فرستادن او به سبزوار برای ادامه تحصیل را ندارد. من خودم را به عنوان مسئول آموزش و پرورش معرفی کردم و گفتم هزینههای ادامه تحصیل ایشان را تقبل میکنم. خودم را معرفی نکردم، شما هم به آنها چیزی نگویید.

این آقا علیرضا ادامه تحصیل دادند و الان هم در دانشگاههای تهران تدریس میکنند. ایشان روزی به همین خانه آمدند و کلی از من تشکر کردند.»

برچسب: نویسنده: مهدی صمیمی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 21:56

صفحه بندی